تب هموراژيك كريمه-كنگو(CCHF)
CRIMEAN-CONGO HEMORRHAGIC FEVER
اين بيماري ابتدا درسال 1944 در منطقه كريمه شوروي سابق شناساپي شد، در سال 1955 نيز در كشور آفريقاپي كنگو مشابه اين بيماري شناساپي شد كه بنام تب خونريزي دهنده كريمه كنگو نامگذاري گشت. امروزه اين بيماري در نقاط مختلف جهان پراكنده است و تقريبا در اغلب كشورهاي همسايگان ايران نيز اين بيماري شناساپي شده است.اين بيماري بين سالهاي 1378تا 1379 در استانهاي غربي ايران هم مشاهده شد و منجر به فوت نيز شد اما مثل هميشه آمار رسمي از تعدادمبتلايان و تعداد فوتي ها منتشر نشد!
عامل بيماري ويروسي از خانواده Bunyaviridae و جنس Nairovirus بوده توسط گزش كنه ها(بخصوص هيالوما) از دامي به دام ديگر منتقل ميشود و به انسان هم تماس با خون الوده دامها (بخصوص دامپزشكان و دامداران و كارگران كشتارگاهي)و يا تماس با خون آلوده انسان مبتلا(پزشكان و كادر درماني) منتقل ميگردد.
علايم بيماري در انسان:
در انسان دوره كمون بستگي به روش آلودگي دارد بطوريكه حد اقل 3 روز و حداكثر 9 روز طول مي كشد و معمولأ با علائم آنفلوآنزا، سردرد شديد، درد در ناحيه پشت، بي اشتهاپي(anorexia )و استفراغ تظاهر مي كند. بيماران معمولأ از درد در مفاصل و درد عضلاني رنج مي برند اسهال از علائم باليني بيماري مي باشد در بعضي از موارد سرفه ، فارانژيت و درد پرده جنب وجود دارد در روزهاي دوم و چهارم بيماري نيز بعضي از بيماران علائم خونريزي از خود نشان ميدهند. معمولأ در اطراف محل خونگيري و محلهاي تزريق هماتوما اتفاق مي افتد ودر خيلي از موارد خارج شدن مقدار زيادي خون از رگها در دست و پا باعث گسترش نواحي خون مردگي (echymotic ) مي شود. خون ريزي از لثه ها، بيني و در دستگاه ادراي-تناسلي بطور معمول ديده مي شود. در مواردي كه منجر به مرگ مي شود خون ريزي در دستگاه گوارش اتفاق مي افتد. بيماري در زنان باردار باعث سقط مي شود از ساير علائم اين بيماري زردي، نارسائي كليوي، درگيري سيستم عصبي مركزي و در فرم سخت شدن گردن عدم هوشياري وافزايش حساسيت مي باشد در مراحلي كه منجر به مرگ مي شود شوك غير قابل برگشت ونارسائي كبدي-كليوي مي دهد. در انسان درصد مرگ ومير(mortalityrate )حاصل از اين تب حدود 30 درصد مي باشد .
تشخيص هاي آزمايشگاهي و باليني:
درهفته اول بيماري و درمرحله تب ميتوان با نمونه گيري از خون ويروس را جدا كرد همچنين مي توان ويروس را از نمونه هاي بافتي مثل بافت كبد، طحال، كليه، غدد لنفاوي جدا كرد.
ويروس را مي توان در كشت سلولي تهيه شده از بافت كليه ميمون كشت داد و يا توسط آزمايش PCR)Polymerase Chain reaction) اثر ويروس را در نسخه برداري معكوس Reverse Transcriptase مشاهده كرد. بوسيله آزمايشهاي سرمي نيز ميتوان به جستجوي آنتي بادي پرداخت از جمله مي توان از آزمايشهائي نظيرE LISA ، IFA)Immunofluerescense Antibody) ، خنثي سازي ,Neutralizing ab CFT Compliment fixation test)- ثبوت عناصر مكمل-) استفاده كرد. معمولا پس از شش روز IgM قابل اندازه گيري ميباشد و تا چهار ماه در خون باقي ميماند ولي IgG را تا پنج سال ميتوان در خون بررسي كرد اما در حالتهاي فوق حاد و مرگ آور در ابتداي بيماري معمولا هيچگونه آنتي بادي در خون (قبل از شش روز) قابل اندازه گيري نمي باشد بنابراين تشخيص بر پايه جداسازي ويروس از خون وبافت ها بروش كشت سلولي ويا تشخيص آنتي ژن ويروس بروشهاي IFA, EIA وPCR ) polymerase chain reaction) ميباشد.
همچنين از طريق غير مستقيم(عير از جدا سازي ويروس) نيز ميتوان اين بيماري را تشخيص داد بدين نحو كه ثابت ترين يافته آزمايشگاهي، كاهش بيش از حد معمول ترومبوسيتها( Thrombocytopenia )مي باشد. ساير يافته هاي آزمايشگاهي عبارتند از Leukopenia همراه با لنفوسيتهاي atypical و در بعضي از موارد لوكوسيتوز در مرحله اوليه بيماري ديده مي شود در مراحل اوليه بيماري در كم خوني مختصري ديده مي شود .ESR كمي بيش از حد طبيعي است Bleeding time افزايش پيدا مي كند زمان پروترومبين افزايش پيدا مي كند و مقدار ترومبوپلاستين كمي افزايش پيدا مي كند .مقدار فيبرينوژن كاهش پيدا مي كند ولي (fibrinogen degration products)(FDPS) افزايش پيدا مي كند.در مغز استخوان نيز مگاكاريوسيتها كاهش پيدا مي كنند. همچنين با اندازه گيري SGOT و SGPT مي توان به عفونت ويروس در كبد پي برد معمولا در مبتلايان SGOT بالاتر ازSGPT مي باشد.
درمان:
در درمان بيماران غير از مصرف داروي Ribavirin كه براي درمان تب هاي هموراژيك باسندرم كليوي مؤثر مي باشد مي توان از تزريق خون، يا مايعات جايگزين آن جهت كنترل حجم خون و تزريق ويتامينها و … استفاده كرد. Ribavirin را مي توان بصورت خوراكي و يا تزريقي مصرف نمود. حتي در افراد در معرض خطر توصيه شده كه در جهت پيشگيري Prophylaxy بصورت رژيم پيشگيري كننده بميزان 500 ميليگرم هر شش ساعت يكبار بمدت هفت روز خوراكي مصرف شود.استفاده از پلاسماي ايمن( Immune Plasma) كه تيتر بالايي از آنتي بادي خنثي كنندهNeutralizing Ab) دارا باشد توصيه شده است
پيشگيري:
يك واكسن غير فعال شده كه از طريق مغز موش ساخته شده است در مقياس خيلي كم در اروپاي شرقي استفاده شده است با اين وجود واكسني كه داراي كارائي لازم عين حال بي خطر براي انسان باشد در مقياس بالا وجود ندارد.كنه هاي ناقل از نظر تعداد خيلي زياد و بسيار پراكنده مي باشند بنابراين مبارزه با كنه ها بايستي از يك استراتژي منحصر بفرد در چهار چوب فعاليتهاي دامپزشكي اجرا گردد. در مناطقي كه بيماري بصورت اندميك وجود دارد افرادي كه با دام در تماس مي باشند بايستي طوري كار كنند كه از گزش كنه در امان باشند (پوشيدن لباس مناسب شتشوي لباسها با مواد كنه كش ) و از تماس با ترشحات و خون آلوده خودداري نمايند. افرادي كه در بيمارستان و يا كلينيكهاي خصوصي با بيماران در تماس مي باشند بايستي رعايت مسائل قرنطينه أي بسيار جدي بگيرند.در نمونه گيري خون و ساير بافتهائي كه براي تشخيص جمع آوري مي شوند بايستي دقت لازم را جهت جلوگيري از ابتلا بعمل آورند. براي از بين بردن تمامي خطرات احتمالي بايستي نسبت به ضد عفوني محل و از بين بردن ضايعات ولاشه ها اقدام مناسب بعمل آيد.
نكته بهداشتي براي عموم جامعه:
1- تنها از گوشت هاپي استفاده كنيد آرم دامپزشكي داشته باشد
2-موقع تميز كردن و شستن و قطعه قطعه كردن گوشت قرمز خام حتما از دستكش يكبار مصرف استفاده نماييد.
تب خونريزي دهنده كريمه كنگو [آرشیو]
]]>
برچسب:
نویسنده: شهر ری
تاريخ: 17 بهمن
2012 ساعت: 17:28: